زیارت - سردانسر - الیدیگا - گاندی سرا - پهلوان قلعه

به نام خدا

جمعه 28 خرداد به قصد پهلوان قلعه ساعت یک ربع به 5 حرکت کردیم. قبل از طلوع آفتاب زیارت بودیم. به سمت نخود چشمه حرکت کردیم بعد از 2 ساعت حرکت به سردانسر رسیدیم. مستقیم رفتیم پیش آقای احمدی که سید، معینی و برادرش هم با او بودند. طبق معمول چای نوشیدیم و کمی توقف کردیم و سپس به سمت الیدیگا و گاندی سرا حرکت کردیم بین سردانسر و بخصوص الیدیگا تعداد زیادی گاو در حال چرا بودند. وارد منطقه گاندی سرا شدیم. منطقه ایی نسبتا بکر و پر از درختان سرخدار تنومند که طبق اظهارات کارشناسان، برخی از آن ها بالغ بر 1000 تا حتی 1500 سال عمر دارند. پس از گرفتن آب تعدادی از افراد گروه به سمت پهلوان قلعه حرکت کردیم تا حدودی که مسیر اجازه می داد مسیر را درست رفتیم ولی بعد از اینکه پاکوب محو شد مسیر را پیدا نکردیم. با بالا آمدن مه و وجود مسیر صخره ایی و پر شیب از ادامه مسیر منصرف شدیم شاید دوباره در فرصتی مناسب تر برگردیم.

در روزی گرم و پر از شیب های متعدد بالای 40 کیلومتر راه رفتیم. با این حال روز خوب و بیاد ماندنی بود. جای دوستان خالی  

روز و روزگار خوش

نوچمن - جهان نما - زیارت - کرمان - جیرفت

به نام خدا

طبق سننت هرساله این ایام به سمت جهان نما حرکت می کنیم و بعد از حدود 20 سال جزو برنامه های روتین گروه شده است.  اما امسال برنامه به گونه ایی دیگر انجام شده. گروهی از استان کرمان از شهر جیرفت مهمان ما بودند و همچنین گروه سعید پارسانیا هم با ما همگروه شده تعدادمان به حدود 70 نفر رسید. همچنین برای اولین بار به دلیل بسته بودن مسیر شموشک از از روستای نوچمن حرکت کردیم. از نوچمن تا تخت میرزا دقیقا دو ساعت طول کشید. به هر حال تا جها نما با گروه بودیم. گروه کرمان گروهی بسیار شاد و پر از شور و شوق بود و همراهی آن ها برای ما سعادتی بود. هر جا هستند در سلامت کامل و همچنان شاد باشند.

وارد دشت جها نما شدیم که همراه با ورود مه غلیظ بود. به محیط بانی رسیدیم کمی توقف کردیم حتی چادر هم برپا کردیم به امید اینکه بتوانیم از امکانات آن ها استفاده کنیم ولی بی نتیجه بود بنابراین به سمت دهرویه حرکت کردیم. شب را بالای یال مشرف به آن سپری کردیم. شبی زیبا و پر از ستاره

صبح به سمت زیارت حرکت کردیم. در طول مسیر کمی آویشن هم جمع کردیم از هماجای همیشگی، به حرکتمان ادامه دادیم تا رسیدیم به معبر زیر چگل شاه پسند یخ کش به شکل خطرناکی ریزش کرده بود هر جور فکر کردیم نتوانستم قبول کنم خودم و بقیه را از آن عبور بدم بنابراین برگشتیم و از کمی بالاتر از توی جنگل آن را دور زدیم حدود یک ساعت وقت ما را گرفت ولی با کمترین خطر از آن عبور کردیم.

به چشمه رسیدیم آبی گرفتیم و کمی استراحت و غذا صرف کردیم. در ادامه مسیر به دشت اولنگ به معنی چمن زار رسیدیم دشت وسیع که رمه داران و زنبوردارن همیشه آن جا هستند. بعد به دشت ترکت میدان با همان وصف و کیفیت طی این دو دشت زیر آفتاب سوزان و مستیم آفتاب برای خودش داستانی دارد. از کنار قله پشنو عبور کردیم. به مازوکش رسیدیم و استراحت همراه با ناهار .......

حدود ساعت 5 غروب به حوالی شربت رسیدیم در این هنگام وانتی حمل مصالح ساختمانی برایمان ایستاد و ما هم فرصت را غنیمت شمردیم و سوار شدیم تا دو راهی آبشار همه چی عادی بود ولی بعد از آن رانندگی دیوانه وار شروع شد. خوشبختانه به موقع به روستا ی زیارت رسیدیم و همگی به سلامت با خاطره ایی خوش برنامه را تمام کردیم.

طبق گزارش آقای خادملو روز اول 25 کیلومتر و روز دو 35 کیلومتر راه رفتیم که در مجموع 60 کیلومتر می شود. جای همه دوستان خالی     

روز و روزگار خوش

مینودشت - سرخو

به نام خدا

6 و 7 خرداد برای اولین بار روستای سرخو به معنی آب سرخ که ناشی از بستر سرخ رودخانه می شود گرفته شده استٰ به همراه همکاران رفتیم. روستای سرخو روستایی کوچک ولی فوق العاده سر سبز و زیبا در منتهی الیه جنوب مینودشت است حدود 150 خانوار جمعیت دارد. بافت قدیمی آن در مقایسه با سایر روستا های ییلاقی کمتر دست خورده است.

روز و روزگار خوش