X
تبلیغات
talambar
امروز اولین روز آغاز وبلاگ گروه کوهنوردی جهاد کشاورزی استان گلستان است. کوهنوردی ورزشی مفرح و نشاط انگیز است.

+ نوشته شده توسط حبیب اله طاشی در چهارشنبه سیزدهم مهر 1390 و ساعت 11:12 |

به نام خدا

امروز جمعه به مناسبت روز زن خانم کریمیان را همراهی می کنیم برنامه از این قرار است که خانم کریمیان گروهی از دانشجویان دانشگاه منابع طبیعی را به باران کوه ببرند و ما هم ایشان را در این برنامه همراهی کنیم.

برنامه ساعت ۷:۳۰ صبح از جلوی درب خوابگاه حضرت زینت آغاز شد. ۲۸ نفر از دانشجویان در برنامه شرکت دارند. پس از گذشتن از شصت کلا به محلی به نام درک که محل تقسیم آب است رسیدیم از این نقطه به بعد پیاده روی شروع می شود. مسیری با شیب ملایم.

امروز هوا فوق العاده خوب است و مناظر طبیعی هم همچنان زیبا هستند و در طول مسیر از این مناظر بسیار لذت بردیم. باران کوه یکی از مناطق زیبای شهرستان گلستان است که همیشه جمعیت زیادی برای گذران جمعه خود به آنجا می آیند و امروز هم خیلی شلوغ بود و گروه های زیادی آمده بودند.

چشمه سارها و آب نماهای طبیعی واقعا کم نظیر است. گروه در کنار رودخانه کمی استراحت کرد و بعد از گرفتن عکس های یادگاری ساعت ۱۳ برگشتیم.

 

در طول مسیر برگشت دیدن درخت تنومند افرا هم خالی از لطف نبود حلقه ایی با ۱۱ نفر دور درخت تشکیل دادیم  که نشان دهند عظمت این درخت می تواند باشد. در داخل درخت حفره ایی تو خالی تشکیل شده است که شبیه اتاقک می باشد.

نهایتا ساعت ۱۵:۱۰ به درک محل استقرار مینی بوس ها رسیدیم و برنامه ما به این صورت تمام شد.

امروز یکی از بهترین و شاد ترین روزهای من بود و برای تمام اعضای شرکت کننده در برنامه آرزوی سلامتی همراه با موفقیت را از خداوند متعال دارم.

اعضای شرکت کننده:

۱- زینب میثاغ حسینی ۲- زهرا پنهایی ۳- فاطمه شاکری ۴- رقیه ارژنگی ۵- شیرین حامدی ۶- مهسا نصری ۷- نازنین قزاق ۸- سلیمه سقر ۹- فاطمه زند ۱۰- حمیده قربانیان ۱۱- مانیه مجرد ۱۲- زهرا بخشنده ۱۳- آرزو جعفریان ۱۴- سهیلا حیدری ۱۵- طیبه قربانی ۱۶- پریسا احمی ۱۷ سحر موسوی ۱۸- شبنم مهاجری ۱۹- سیده زیبا صید ۲۰- لیلا مرادی پور ۲۱- سمیه رهبر شیراز ۲۲- رقیه شاملو ۲۳- سپیده جانباز ۲۴- مرضیه دربند سری ۲۵- آیلین قرنجیک ۲۶- سلماز شریعتی ۲۷- پریسا صافی ۲۸- مرضیه اکبری ۲۹- میثم حسینی ۳۰- طاهره سلیمانی ۳۱- مهری پورزنجانی ۳۲- اسداه اسماعیلی ۳۳- شهناز کریمیان ۳۴- حبیب اله طاشی 

+ نوشته شده توسط حبیب اله طاشی در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 و ساعت 19:16 |

به نام خدا

امروز جمعه ششم اردیبهشت ماه به اتفاق دوستانمان رفتیم چشمه  بلبلی واقع در منطقه علی دیگا طبق معمول صبح زود راه افتادیم. ابتدا رفتیم روستای زیارت که شباهتی به روستا دیگر ندارد و بافت روستایی خود را بزودی کاملا از دست می دهد. ساخت و ساز های بی رویه و خاکبرداری و تخریب جنگل و مرتع دیگر کتعارف شده است و همه می خواهند در این کورس رقابت از هم عقب نمانند. با این روندی که پیش می رود اگر روزی شنیدید و دیدید که آین روستا در زیر خروارها سنگ خاک مدفون شده است زیاد تعجب نکنید.خدا آخر و عاقبتش را بخیر کند.

در ادامه مسیر از چشمه نخود و سردانسر گذشتیم و حدود ساعت یک علی دیگا رسیدیم در طول مسیر مناظر جنگلی و چمن زار ها بسیار چشم نواز بودند و هوا هم بسیار عالی بود. نزدیکای علی دیگا یک گراز وحشی خیلی تنومند دیدیم و در کنارش هم روبای زیبایی در حال پرسه زدن بود.

علی دیگا محوطه دشت مانندی است و دارای یک چشمه با آب بسیار گوارا و سرد و کلبه ایی هم در آنجا بود در ادامه مسیر علی دیگا می توان به گاندی سرا و ترکت هم رفت. که هر کدامشان مناطق بسیار زیبایی هستند.

پس از استراحت مجددا به سمت سردانسر راه افتادیم و بعد از سردانسر از مسیر پلنگ رو برگشتیم.مسیرهای جنگلی بقدری زیبا هستد که من هموار مجبورم از این الفاظ استفاده نمایم و گاهی اوقات از اینکه قادر نستم آن گونه که این مناطق و مسیرها آن گونه که شایسته توصیف هستند را توصف نمایم احساس شرمندگی می کنم.

در ادامه مسیر پلنگ رو خودمان را بالای صخره های سمت شمال غربی زیارت رساندیم و از قسمتی که ما را به سمت پایین هدایت می کرد فرود آمدیم.

در آخر هم سگهای روستا به استقبال ما آمدن البته نه برای ترساندن بلکه برای خوش آمد گفتن و لقمه نانی که با تکان دادن دم از ما تشکر کردند.

 شاد باش و شاد کن

اعضای گروه:

سیاوش (محمد) کریمیان - شهناز کریمیان - حسن الهی - مهری پورزنجانی - اسدالهه اسماعیلی - حبیب اله طاشی

+ نوشته شده توسط حبیب اله طاشی در شنبه هفتم اردیبهشت 1392 و ساعت 22:5 |

به نام خدا

امروز جمعه 23 امین روز فروردین به روستای چهارباغ رفتیم. ساعت 8:45 دقیقه به روستا رسیدیم. اخیرا روستای چهار باغ در این منطقه کوهستانی رونق زیادی پیدا کرده است و تبدیل به یکی از روستا های توریستی استان گلستان شده و بسرعت در حال بزرگ شدن است. این روستا در مسیر شهرستان گرگان به شاهرود قرار گرفته است و مسافرین وقتی به این روستا می رسند توقف می کنند هوا و طبیعت زیبا برای هر بیننده و رهگذری می تواند لذت بخش باشد. از محصولات سنتی و محلی این روستا می توان از دوغ، کشک، عسل و یا گوشت گوسفند نام برد و همچنین محصولات کشاورزی آن غالبا سیب زمینی و غلات بخصوص گندم و جو است. اهالی این روستا لباس سنتی خاص خود را هم دارند که در حال فراموشی است . وجود زرشک و گیاهان دارویی مانند بومادران و آویشن هم به فراوانی دیده می شود.

تیم ما پس از توقف کوتاه حرکت خود را آغاز کرد. ابتدا در امتداد رودخانه حرکت کردیم و سپس به سمت شمال دامنه تلمبار به حرکتمان ادامه دادیم  دامنه جنوبی تلمبار دارای پوشش جنگلی درختان اورس است و دامنه جنوبی درختان اورس بصورت رونده تغییر شکل داده که اصطلاحا به آن اورس خرس بالشتی می گویند. برای کسب اطلاعات بیشتر آقای محمدی یکی از همراهانمان که کارشناس منابع طبیعی هستند توضیحات جالبی را برای ما دادند و اهمیت آنرا برایمان از نظر اهمیت و ارزش زیستگاهی و پراکنش آن در کشور و دنیا برشمردند و هر ساله  از مهمترین ماکز علمی دنیا برای تحقیق و پژوهش درختان اورس به این منطقه می آیند. چقدر زیباست که به این سرمایه ملی توجه بیشتری گردد. واحد شمارش این درخت نفر می باشد نه اصله و این بدلیل این است که اگر سر شاخا درخت قطع شود درخت خشگ خواهد شد و در واقع می میرد. در ادامه به یک بنه مخروبه رسیدیم که در پای آن چشمه آبی هم جاری بود این بنه ها برای مدتی بعد که دامداران می آیند تعمیر می شوند مصالح آن ها غالبا از سنگ، چوب و گل تشکیل شده است. به حرکتمان ادامه دادیم تا به نقطه ایی که حالت شکاف بین دو کوه بود رسیدیم از حاشیه سمت چپ شگاف که دارای پاکوب هم بود خودمان را بالای یال ارتفاعات لنده و تلمبار رساندم.

در ادامه به سمت منطقه تالو (تل او یا چشمه تلخ ) حرکت کردیم. این منطقه از چهار کلبه و دشت نسبتا وسیعی از مرتع به همراه یک چشمه تشکیل شده است. این منطقه که درست در موقعیتی شبیه کاسه بین دو قله و ارتفاعات مجاور تلمبار و لنده کوه واقع شده است و شروع یکی از حوزه های آبخیز رودخانه زیات را تشکیل می دهد. ساعت حدود دو رسیدیم به تالو و  همین منطقه را برای استراحت انتخاب کردیم.

پس از حدود یک ساعت توقف به سمت چشمه سیاه خوانی و سپس دشت سیاه خوانی حرکت کردیم. دیدن سبزه زارها، درختان سر سبز و گل های بسیار زیبا جالب و تماشایی بود و همچنین کرم های ابریشم وحشی که تارهای ابریشمی تنیده بودند و سخت در تکاپو بودند. در قسمت پایین دست منظره دید ما دریایی از ابر بود (جلوه ایی از زیبایی خدا) و ما در مسیر حرکتمان از شربت  یا شهر بت سری هم به کلبه حاج ابراهیم زدیم . کمی پایین تر از شربت مه شروع شد و نهایتا ساعت 7 غروب به دوراهی آبشار رسیدیم که آقای حجت عرب منتظر ما بود.

امروز روز بسیار رمانتیکی برای ما بود جای بعضی از دوستانمان بخصوص آقای اخوت خالی بود. امیدوارم هرچه زودتر سلامتیشان را بدست بیاورند و مجددا با هم بتوانیم صعود داشته باشیم. همچنین باید از آقای حجت عرب که همیشه مزاحم ایشان می شویم هم از طرف همه دوستان تشکر و قدر دانی کنم.

پیروز و شادمان باشید.

اعضای تیم: وردی ضیاءفر، حسن الهی، علی ولی الهی، موسی گلبینی، مشهد محمد طاطار، حسن محمدی، بهنام نیک پیام، اسداله اسماعیلی، عباس ایران نژاد، حجت عرب و حبیب اله طاشی

+ نوشته شده توسط حبیب اله طاشی در شنبه بیست و چهارم فروردین 1392 و ساعت 20:40 |

به نام خدا

امروز نهم فروردین اولین برنامه کوهنوردی ما در سال ۹۲ است. امروز  تعداد محدودی از اعضای گروهمان در برنامه حضور داشتند و بدلیل کارهای ایام عید نتوانستند در برنامه شرکت کنند. به هر حال برنامه ما رفتن به سردانسر از یک مسیر جدید بود. ساعت حدود ۷ صبح سرخ چشمه (قبل از روستای زیارت) بودیم این مسیر را برای اولین بار میخواستیم برویم و پیشنهاد این مسیر را آقای مولایی یکی از کوهنوردان استان داده بودند. پس از گذشتن از پل فلزی و حرکت به سمت مسیر خوش دره پس از حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ متر طی مسیر به سمت چپ که سیم خاردار کشیده شده بود حرکت کردیم. در امتداد سیم خاردار که به یال پشت کمر معروف است به حرکتمان ادامه دادیم مسیر فوق العاده پر شیبی بود و ضمن شیب تند باید از میان درختچه ها و درختان متراکم هم عبور می کردیم و همچنین بخشی از مسیر هم پوشیده از ممزول بود. از ویژگیهای دیگر مسیر حرکت در سایه درختان از ابتدا تا انتهای مسیر بود. مسیرهای روی (یال) خط الراس در زبان محلی معمولا بنام پلنگ رو - ماهی پشت و یا پشت کمر معروف است. 

در این فصل بهار در هوای آفتابی درختان در حال برگ دادن و زمین پوشیده از گل و چمن است و انسان را به وجد می آورد گلهای زیبای سفید بنفشه و پامچال به رنگهای مختلف واقعا محیط را زیبا کرده بود.

پس از گذر از سربالایی وقتی به لکه های برف رسیدیم دکتر ما را با دشو (شیره انگور) و برف بصورت یخ در بهشت مهمان کرد که بسیار لذت بخش بود جای دوستان خالی.

ساعت حدود یک به سردانسر رسیدیم تعدادی از کوهنوردان در آنجا بصورت گروه های چند تایی در حال استراحت بودند. ما در سردانسر توقف کوتاهی داشتیم و حرکتمان را به سمت چشمه پیر زن ادامه دادیم و پس از رسیدن به چشمه برای استراحت توقف کردیم.

پس از استراحت حرکتمان به سمت ناهار خوران ادامه پیدا کرد در طول مسیر مقداری سبزی وحشی به نام الزو جمع کردیم هر چه بسمت پایین نزدیک میشدیم درختان و زمین سر سبزتر می شد و همچنین هوا کمی ابری و مه آلود میشد در طول مسیر از دو راهی یخ چشمه خوش دره پونه سرا و ریگ چشمه گذشتیم تا اینکه ساعت ۷:۴۰ به ناهارخوران رسیدیم. از پونه سرا به پایین هوا تاریک شد و ما پس از کمی حرکت هدلایت هایمان را روشن کردیم و قبل از ریگ چشمه ضمن تاریکی هوا مه آلود هم شد و این از کارایی هدلایتهای ما کم می کرد و ما مجبور بودیم به آهستگی حرکت کنم و زمین هم کمی خیس و لغزنده شده بود. به هر حال با صحت و سلامت به ناهار خوران رسیدیم و برنامه مان به این صورت به اتمام رسید.

"کوهنوردان مستجاب الدعایند"

جا دارد برای کوهنوردان بخصوص رهبرگروهمان و خانواده اش دعا کنیم  و هرچه زودتر صحت و سلامت خود و خانواده اش را بدست آورد.

 

شاد و پیروز باشید.

اعضای تیم: اسداله اسماعیلی - مهری پورزنجانی - شهناز کریمیان - حبیب اله طاشی

+ نوشته شده توسط حبیب اله طاشی در شنبه دهم فروردین 1392 و ساعت 0:1 |

به نام خدا

امروز جمعه ۲۵ اسفند ماه برنامه صعود به قله زبله را برنامه ریزی کردیم. این آخرین صعود ما در سال ۹۱ است بنابراین برایمان فوق العاده با اهمیت می تواند باشد. حرکتمان از روستای زیارت ساعت ۶:۳۰ آغاز شد ابتدا از کنار مقبره قنبر بابا (بابا قنبر سر) گذشتیم اتاقی ساده در کنار درخت تنومند بلوط نیم سوخته که برای دل سوختگان اهالی  مرحمی است. در ادامه به کل یزید رسیدیم که علاوه بر دشت زیبا از درختان آلو پراکنده شده است و قبل از هر درختی نوید فصل بهار را سر می دهد. در ادامه به مرسنگ رسیدیم. مرسنگ دارای محوطه باز پر از گل های پامچال و سبزه زار است و درست زیر قله زبله واقع شده است و در محل دو مسیر پیرشیخ و گوشاخو (شاخ گاو) قرار گرفته شده است. مرسنگ فوق العاده زیبا است بخصوص در این فصل. در ادامه به سمت گوشاخو حرکت کردیم و برای رسیدن به آن باید از میان انبوهی از درختچه های ممزول (نام درخچه ایی همیشه سبز با برگ های پنجه ایی نوک تیز که امکان ندارد بدون ایجاد خراش روی بدن حتی از روی لباس از میان آنها عبور کنی) عبور میکردیم. پس از گذر از این منطقه به گوشاخو رسیدیم این منطقه در دامنه کوه زبله واقع شده است و دارای فضای بازی و درختان پراکنده است و آثار دامداری که مدتی بلااستفاده مانده است در آن دیده می شود و همچنین چشمه ایی خنک و گوارا که کوهنوردان را مهمان می کند. از سمت چپ محوطه گوشاخو به حرکتمان ادامه دادیم تا ساعت حدود ۱۳:۳۰ به محوطه زیر قله رسیدیم و در این مکان برای استراحت و صرف ناهار توقف کردیم. پس از استراحت به سمت قله که حالا فاصله کمی با ما داشت رفتیم و روز زیبایمان را با صعود به قله ماندگار کردیم. جای دوستان خالی

مسیر برگشتمان هم مشابه مسیر رفت بود با یک تفاوت کوچک که در مرسنگ پاکوب پایینی را انتخاب کردیم و آخرهای مسیر را هم به شب برخورد کردیم و نهایتا ساعت ۷:۳۰ به روستای زیارت رسیدیم  و به این صورت برنامه صعودمان با موفقیت به پایان رسید. امیدوارم در سال ۹۲ برنامه های کوهنوردیمان را همانند سالهای گذشته در کنار دوستانمان ادامه دهیم.

پیشاپیش نوروز مبارک باد

اعضای تیم:

مهرداد نادری - علی مهمان دویه - موسی گلبینی - اسداله اسماعیلی - حبیب اله طاشی 

+ نوشته شده توسط حبیب اله طاشی در جمعه بیست و پنجم اسفند 1391 و ساعت 22:17 |

به نام خدا

امروز جمعه به اتفاق تعدادی از اعضای تیم به تلمبار رفتیم. شروع برنامه به این صورت بود که با دو وسیله ساعت ۶:۳۰ خودمان را به دو راهی آبشار زیارت رساندیم و حرکتمان از اینجا آغاز شد. امروز روزی بسیار خوب بود. هوا چندان سرد نبود و از آفتاب تند هم خبری نبود. برف از منطقه شربت به بعد شروع می شد ولی با ارتفاع گرفتن بر میزان برف هم افزوده می شد و حدودای سیاه خانی به یک متر هم می رسید. بعد از سیاه خانی حدود نیم ساعت توقف داشتیم و سپس به حرکتمان ادامه دادیم. از این نقطه به بعد وزش باد بسیار شدید بود و این بر میزان سرمای هوا می افزاید و شدید ترین حالت آن نوک قله بود و برای همین توقف کمی روی قله داشتیم. ما حدود ساعت ۱۳:۴۰ دقیقه به بالای قله رسیدیم. پس از کمی توقف به سمت پایین حرکت کردیم به گونه ایی مسیر برگشت را انتخاب کردیم که به بالای محل توقف مان که کوله و آتش مان برقرار بود رسیدیم و در طول مسیر هم روی برف ها سر خوردیم.

پس از کمی استراحت به سمت پایین قله راه افتادیم و ساعت ۱۸:۵۰ دقیقه به دو راهی آبشار رسیدیم. و به این صورت برنامه ما به اتمام رسید و بلاخره امسال در یک صعود زمستانه موفق به صعود به قله تلمبار شدیم.

اعضای تیم:

حسن الهی - بهنام نیک پیام - محمد علی اخوت - اسداله اسماعیلی - مهری پورزنجانی - فرح دهرویه - اختر مقصودلو - حبیب اله طاشی  

+ نوشته شده توسط حبیب اله طاشی در جمعه چهارم اسفند 1391 و ساعت 22:8 |

به نام خدا

به مناسبت ایام دهه فجر برنامه صعود به قله پیر گرد کوه را برنامه ریزی کردیم. این قله در منطقه سرعلی آباد قبل از روستای چهار باغ واقع شده است. ارتفاع آن ۳۲۰۰ متر می باشد و حالت مخروطی دارد. در دامنه آن درختان اورس بصورت پراکنده وجود دارد و یکی از مهمترین زیستگاه های درختان اورس در کشور است. حرکت ما از شهرستان گرگان ساعت ۸:۳۰ شروع شد و پس از یک ساعت حرکت و گذشتن از روستای توسکستان به ابتدای منطقه سرعلی آباد رسیدیم. منطقه سرعلی آباد بصورت دشت زیبایی است که محل گذر کارون ها در زمان نچندان دور بود و هنوز باقیمانده های کاروانسراها دیده می شود. که از جمله آن ها کاروانسرای قزلق و رباط است. با توجه به وزش بادهای تند این منطقه محل انباشت برف هم می باشد و در بعضی از سالها ارتفاع برف به بیش از دو متر می رسد. شروع حرکت تیم از دشت پوشیده از برف آغاز شد. با توجه به عمق برف که در برخی از جاها به ۸۰ سانتیمر میرسید حرکتمان نسبتا کند بود. برای اینکه کمتر به مسیر پر برف برخورد کنیم مسیر حرکت را به سمت چکل دختر پران دامنه شمالی هدایت کردیم.  این قسمت برف کمتری نسبت به دامنه جنوبی داشت و این به دلیل وزش مداوم شدید باد و آفتابگیر بودن بود. مناظر بالای صخره ها بسیار زیبا بود. تا ساعت ۳ به حرکتمان ادامه دادیم و برای اینکه به تاریکی هوا و یخبندان جاده برخورد نکنیم پس از گرفتن عکس های یادگاری از همان مسیر رفت برگشتیم و نهایتا ساعت ۵ عصر به محل توقف ماشین که منتظر ما بود رسیدیم. امروز یکی از زیباترین روزهای ما بود.

شاد و پیروز باشید.

اعضای تیم:

اسداله اسماعیلی - محمد علی اخوت - ابراهیم سلیمانی - مسلم عباسی - موسی بهرامی - عباس ایران نژاد - علی ولی الهی - یوسفعلی سنچولی - علی رضا یوری - اختر مقصودلو -  نرگس مسگر - فریبا یغمایی - حجت عرب (راننده) - حبیب اله طاشی (سرپرست تیم)

+ نوشته شده توسط حبیب اله طاشی در چهارشنبه هجدهم بهمن 1391 و ساعت 22:3 |

به نام خدا

امروز جمعه قرار بود بریم مازوکش و از آنجا به سردانسر ولی وقتی از دو راهی آبشار گذشتیم و به دواهی شربت رسیدیم منظره سمت راست که مشرف به ما بود نظرمان را جلب کرد و تصمیم گرفتیم که مسیرمان را عوض کنیم. مدت ها قبل می خواستیم این مسیر را یک بار امتحان کنیم ولی هیچ وقت فرصت نشد. این بار با توجه به اینکه هوا مساعد بود و برگ درختان هم ریخته بودند و میدان دید کافی داشتیم مسیرمان را عوض کردیم. از دور بنظر می رسید شکاف صخره  امکان راه دادن را به ما می هد و تقریبا جلوی قل بیلاق واقع می شد. این مسیر را برای صعود انتخاب کردیم.

پس از حرکت از لابلای درختان و سربالایی های تند نهایتا به دهنه شکاف رسیدیم که پر از برف بود با دو دلی به داخل دهنه که دو طرف آنرا دیواره مرتفع تشکیل می داد رفتیم بعد از دو پیچ به عمق حدود ۲۰۰ متر به بمب بست رسیدیم.که افتادگی به ارتفاع حدود ۲۰ متر داشت و امکان عبور از آن برایمان ممکن نبود. اجبارا برگشتیم پس از کمی حرکت به برگشت خواستیم به سمت چپ صخره که بظاهر راه میداد ارتفاع بگیریم که در میانه راه متوجه شدیم که راه بسته و کار خطرناکی است بنابراین بناچار برگشتیم.

پس از خارج شدن از دهنه شکاف به سمت راست در امتداد رشته کوه که بخش زیادی از آن صخره ایی بود  در یک شیب تند به سمت بالا به حرکتمان ادامه دادیم. در طول مسیر گاهی مجبور بودیم دست به سنگ شویم و یا از درختان برای بالا رفتن کمک بگیریم. شیب فوق العاده تندی بود. تا ساعت حدود ۱۲ در چنین مسیرسختی حرکت کردیم. مکانی را که کمی صاف بود برای استرحت و ناهار انتخاب کردیم. جای شما خالی

پس از یک ساعت و نیم توقف مجددا به حرکتمان ادامه دادیم و حدود ساعت دو به بالای مسیر مازوکش به سردانسر حدودای قل بیلاق رسیدیم. در امتداد این مسیر به سمت سردانسر حرکت کردیم. مناظر بسیار زیبا بود. پس از رسیدن به سردانسر به سمت ناهار خوران از مسیر پیرزن راه افتادیم. و نهایتا ساعت ۶:۳۰ به ناهار خوران رسیدیم.

امروز روز متفاوتی برایمان بود و نمی دانم تا چه حد توانستم سختی مسیر و ماجراجویی کارمان را بیان کرده ام. روزی خوب و با نشاط را برای تمام کوهنوردان آرزومندم. شاد و پیروز باشید و از طبیعت لذت ببرید.

اعضاء:

حسن الهی - بهنام نیک پیام - محمد علی اخوت - اسداله اسماعیلی - حبیب اله طاشی

+ نوشته شده توسط حبیب اله طاشی در جمعه ششم بهمن 1391 و ساعت 21:20 |

بنام خدا

امروز قرار بود بریم مازو کش ولی بنا بدلایلی از سردانسر سر در آوردیم و بسیار هم خوب شد چون تعداد زیادی از دوستانمان را دیدیم و از دیدن آن ها خوشحال شدیم. من دیرتر از بقیه حرکت کردم ولی این فرصتی شد تا سریعتر حرکت کنم. قبل از پل روستای زیارت ماشینم را پارک کردم ساعت ۸:۳۰ بود که راه افتادم با کمی توقف برای خرید آذوغه و نان گرفتن دیگر توقف آنچنانی نداشتم و ساعت ۱۰:۵۰ همزمان با دوستانم سردانسر رسیدم. جا دارد از دکتر تشکر کنم.

دارواش یا واش گیاهی است که زندگی انگلی دارد. این گیاه همیشه سبز منبع غذایی حیوانات وحشی بخصوص در فصل زمستان است. هنگام بارش برف با توجه به شکننده بودن آن در اثر سنگینی برف می شکند و یا در اثر انعطاف شاخه به سطح زمین نزدیک می شود و اینگونه غذای چرندگان حیات وحش در فصل زمستان تامین می شود. تکثیر آن هم جالب است. دارای میوه هایی است که منبع تغذیه پرندگان است. زمانیکه پرنده آنرا مصرف میکند قادر به هضم بذرهای آن نیست بنابراین با دفع آن روی شاخه درختان تکثیر می شود. متاسفانه دامداران با جمع آوری آن ها ضمن شکستن سرشاخه های درختان حیات وحش را از منبع غذایی خود محروم می کنند.

امروز سردانسر در یک محیط دوست داشتی کنار گروه کهکشان نشستیم و جا دارد از لطف و محبت آن ها تشکر کنم. آقای میقانی از دوستان خوب ماست که همراه با همسرش کوهنوردی را تازه شروع کرده اند. امیدوارم کارشان تداوم داشته باشد.

برگشت همان مسیر رفت بود ولی در طول مسیر برگشت خیلی به ما خوش گذشت چون بخش زیادی از مسیر را سر خوردیم. فوق العاده هیجان انگیز بود. جای همه دوستان خالی بخصوص قهرمان .........

روزی شاد و بیاد ماندنی برای من و تمام دوستانم.

اعضای گروه:

موسی گلبینی - مهری پورزنجانی - حسن الهی - بهنام نیک پیام - محمد علی اخوت - فرح دهرویه - اختر مقصودلو - اسداله اسماعیلی - حبیب اله طاشی

+ نوشته شده توسط حبیب اله طاشی در جمعه بیست و نهم دی 1391 و ساعت 21:26 |

به نام خدا

امروز سه شنبه به اتفاق تعدادی از همکاران کوهنورد و دوستان به ریگ چشمه رفتیم. امروز بمناسبت فارغ التحصیلی من یک مهمانی کوچک ترتیب دادیم و دوستان هم لطف کردند و دعوت من را قبول کردند و لازم است از آن ها تشکر کنم و بویژه از آن ها که در دفاع من حضور پیدا کردند و .......

ریگ چشمه محوطه مسطح نسبتا وسیعی دارد و جای مناسبی برای نشستن است و وجود چشمه آن هم نعمت است. با توجه به نزدیکی آن هر روز علاقمندان زیادی این مسیر را طی می کنند.

 

امروز هوا گرمترین حالت آن در طی چند روز گذشته بود. طبق اعلام هواشناسی امروز دمای هوا ۱۷ درجه سانتی گراد اعلام شده بود.

امروز همه چیز خوب بود. جای همه دوستان خالی..........

اعضاء:

خانم ها:فرح دهرویه - فریبا یغمایی - نرگس مسگر - پری برده - اختر مقصودلو

آقایان: نصرت پهلوانی - حسن گلبینی - علی مهماندویه - موسی گلبینی - موسی بهرامی - موسی سنچولی - مسلم عباسی - عباس ایران نژاد - محمد علی اخوت - اسداله اسماعیلی - علیرضا یوری - ابراهیم سلیمانی - حسن تازیکه - محمد جرجانی - علی والی الهی - حبیب اله طاشی

+ نوشته شده توسط حبیب اله طاشی در سه شنبه نوزدهم دی 1391 و ساعت 20:4 |

به نام آنکه زیبایی از آن اوست

امروز جمعه به اتفاق تعدادی از اعضای گروه به سمت زیارت و سپس سردانسر حرکت کردیم. این بار برای رفتن به سردانسر مسیر یال پشت کمر را انتخاب کردیم. در کوهنوردی یال به این معنی است که دو طرف شما دره قرار گرفته است و دو طرف شیب به هم می رسند. این مسیر قبل از چشمه نخود دو راهی می شود و ما به سمت راست و بطرف صخره ها حرکت کردیم. از دور نشانه ایی از اینکه مسیر راه بدهد نیست ولی وقتی در امتداد صخره حرکت می کنیم به نقطه ایی می رسیم که شما را به سمت بالای یال هدایت می کند. این قسمت دارای شیب تند است و در برخی از مسیر هم پاکوب مشخصی ندارد. پاکوب به معنی مسیری است که در اثر تردد کوهنوردان یا گله داران ایجاد شده و مسیر عبور است و توصیه می شود همه از یک مسیر حرکت کنند تا طبیعت آسیب کمتری ببیند. مسیر پاکوب بدلیل تردد زیاد فاقد پوشش گیاهی است بنابراین بهتر است همه از یک مسیر حرکت نمایند. مسیر یال پشت کمر بیشتر برای فصل تابستان مناسب است چون در تمام طول مسیر زیر سایه درختان حرکت می کنید و بر عکس مسیر نخود بیشتر مناسب فصل زمستان است چون بیشتر میسر آفتابگیر است. بهر حال هر دو مسیر بسیار زیبا هستند.

پس از عبور از صخره ها و رسیدن به روی یال در امتداد سیم خاردار به حرکتمان ادامه دادیم. از اینجا به بعد شیب ملایمتر می شود و فقط انتهای مسیر قبل از رسیدن به دو راهی یک شیب تند دیگر وجود دارد.

قبل از رسیدن به سردانسر به دوست و همکار عزیزمان جناب آقای مهندس یوسف هاسمی برخورد کردیم. ایشان مدتی است که بازنشت شده اند و فقط گاهی در همین مسیرها ایشان را می بینیم. خداوند ایشان را حفظ کنید

سردانسر توقف کردیم و پس از صرف ناهار و استراحت مسیر چشمه پیر زن را برای بازگشت انتخاب کردیم. در طول مسیر ضمن تماشای زیبایی های تمام نشدنی که همیشه طبیعت برایمان خلق می کند  قدری هم روی برفها سر خوردیم  و دکتر هم با برف و دشو (شیره انگور) از ما پذیرایی کرد.

امروز هم با خاطراتی بیاد ماندنی برایمان گذشت. جای همه دوستان خالی

((دوستان خوب خوشه های مرواریدند که داشتن آن ها ثروت و دیدن آن ها سراسر لذت است.))

اعضاء:

محمد علی اخوت - اسداله اسماعیلی - فرح دهرویه - اختر مقصودلو - حسن الهی - حبیب اله طاشی

+ نوشته شده توسط حبیب اله طاشی در جمعه پانزدهم دی 1391 و ساعت 22:7 |

به نام خدا

زیبای خفته یکی از مناطق اطراف ناهار خوران است و همانطور که از نامش پیداست منطقه ایی بسیار زیبا با مناظر کم نظیر و وجود چشمه ایی که در طول سال آب سرد و گواری آن جاری است می باشد. امروز جمعه به اتفاق تعدادی از اعضای گروه بمناسبت دو اتفاق میمون و مبارک به این منطقه رفتیم که از هفته قبل برنامه ریزی شده بود.

۱- بازنشتگی خانم مهری پورزنجانی: ایشان مربی مهد کودک هستند و با اینکه بازنشته شده اند کماکان در همان مهد به کار خودش ادامه می دهد برای ایشان زنگی با سعادت را از خداوند متعال خواهانم

۲- فارغ التحصیلی شهناز کریمیان: ایشان در مقطع فوق لیسانس فیزیولوژی تربیت بدنی اخیرا فارغ التحصیل شده اند. در ضمن ایشان دبیر ورزش مدارس شهرستان گرگان و دارای چندین مقام قهرمانی کشوری و کشورهای اسلامی در رشته کاراته هستند و در حال حاضر علاوه بر تدریس به کار مربیگری و داوری کارته مشغول می باشند و اخیرا برای ارتقای درجه داروی از مالزی برگشته اند. برای ایشان آرزوی موفقیت همراه با صحت و سلامت را از خداوند باری تعالی خواهانم.

حرکت ما از ناهارخوران شروع شد. در مسیر حرکت به سمت پنج افرا براه افتادیم ابتدای مسیر با شیب تند شروع می شد. ولی بعد از حدود نیم ساعت به بالای یال رسیدیم. از این به بعد شیب ملایمی داشتیم . بعد از رسیدن به دو راهی پنج افرا به سمت راست به حرکتمان ادامه دادیم تا اینکه به چشمه زیبای خفته رسیدیم و محلی را برای توقف و استراحت انتخاب کردیم.

امروز هوا صاف و گرم بود. در محیطی صمیمی تا ساعت یک بودیم. برگشتمان از سمت میانروان بود که از محدوده یعقوبیه به جاده زیارت برخورد می کند. امروز هم با خاطره ایی خوب و بیاد ماندنی برای من و همراهانم گذشت. جای همه دوستان خالی

اعضای گروه:

خانمها: مهری پورزنجانی - شهناز کریمیان - اختر مقصودلو

آقایها: عباس ایران نژاد - موسی گلبینی - اسداله اسماعیلی - محمد علی اخوت - حبیب اله طاشی    

+ نوشته شده توسط حبیب اله طاشی در جمعه هشتم دی 1391 و ساعت 19:25 |

به نام خالق زیبایی ها

امروز اولین روز فصل زمستان به سمت خوش دره رفتیم. تغریبا تمام برگ درختان ریخته بود و سطح زمین پوشیده از برگ که موقع راه رفتن صدای خش خش آن بلند است. در این جنگل انبوه با خزان درختان آسمان بخوبی دیده می شود. امروز همچنین یکی از روزهای گرم هم بود و در بعضی از مناطق جنگل بخصوص در دامنه که به سمت خوش دره حرکت می کنی صدای باد گرم بلند است و بیشتر شبه باد اواخر زمستان یا اوایل بهار که برای بیدار شدن درختان است می باشد.

در خوش دره درختان تنومند افرا که ریشه برخی از آنها در سطح زمین گسترده است به تعداد زیادی دیده می شود و در کف آن رودخانه ایی جریان دارد. دو چشمه در خوش دره وجود دارد. معمولا این قسمت سردتر از سایر مناطق جنگلی است و تابستان شلوغی دارد.

ادامه خوش دره به سمت یخ چشمه می رود و هرچه به سمت یخ می رویم عرض دره کمتر و از میزان آب آن هم کاسته می شود. در این مسیر تعدادی چشمه هم وجود دارد.

در طول مسیر برگشت به سمت ناهارخوران از روی یال حرکت کردیم. متاسفانه در طول مسیر با تعدادی آتش روشن روبرو شدیم. در این فصل که برگ درختان خشک روی زمین ریخته و باد هم در حال وزیدن است بدترین کار رها کردن آتش روشن است. با آب همراهمان و خاک آتش ها را خاموش کردیم.

در ادامه مسیر به مکانی که با الوار جای نشستن درست شده بود توقف کوتاهی داشتیم حضور پرندگان کوچک و زیبا که برای تکه نانی اطرافمان می چرخیدن بسیار با جاذبه بود. این پرندگان بقدری با ما راحت بودن که از روی دستمان هم تکه نان را بر می داشتند و سریع دور می شدند.

در ادامه مسیر به چشمه مهتاب و سپس چشمه خرچنگ و نهایتا که حالا هوا تاریک شده بود به ناهار خوران رسیدیم.

در آخر برای همه آرزو می کنم مثل من همیشه خندان باشند.

اعضای گروه:

اسداله اسماعیلی - محمد علی اخوت - بهنام نیک پیام - موسی گلبینی - حبیب اله طاشی

+ نوشته شده توسط حبیب اله طاشی در جمعه یکم دی 1391 و ساعت 20:31 |

به نام خدا

قله درازنو با ارتفاع ۲۸۷۰ متر یکی از قله های زیبای استان گلستان است. این قله در شهرستان کردکوی واقع شده است و  دو روستای درازنو و یزدان محله را زیر سایه خود دارد. در ارتفاع بالاتر از روستا ایستگاه راهداری استان و دکل صدا و سیما هم قرار دارد. در این منطقه ییلاقی در فصل تابستان جمعیت زیادی برای گذران تابستان و فرار از هوای گرم می آیند همچنین یکی از چند سایت پرواز ورزشکاران پاراگلایدر استان است.

برنامه کوهنوردی ما این بار جهت همراهی همکاران کوهنورد جهاد کشاورزی استان البرز بود. برنامه صبح روز پنج شنبه آغاز شد. پس از اتمام بارندگی روز چهارشنبه که تا نیمه روز ادامه داشت روز پنج شنبه آفتابی همراه با لکه های ابر بود. شروع حرکت از کنار تابلوی راهنما که در کنار رودخانه دوآب واقع شده است شروع شد. طبق معمول حرکت را در یک صف منظم با جلوداری آقای اسماعیلی که همیشه این زحمت بدوش ایشان است را آغاز کردیم. پس از گذشتن از رودخانه دوآب به غول سنگ رسیدیم و مجددا باید از عرض رودخانه عبور می کردیم. در ادامه حرکت به توسکا چشمه رسیدیم و در این محل برای صرف صبحانه و استراحت توقف کردیم.

پس از استراحت به حرکتمان ادامه دادیم . مناظر بسیار زیبایی بود. در مسیر مرز هامن که بالای یال قرار گرفته است به برف رسیدیم و با افزایش ارتفاع عمیق تر می شد. در طول مسیر برای گرفتن آب به چشمه غم هامن رفتیم. در این مکان با گروهی از کوهنوردان استان یزد برخورد کردیم که یکی از کوهنوردان شهرستان کردکوی به نام خانم کشاورز آنها را همراهی می کرد.

حرکت در برف ادامه پیدا کرد و عمق برف به ۴۰- ۳۰  سانتیمتر می رسید ضمن حرکت باید برف کوبی هم می کردیم نهایتا به روستای درازنو و در ادامه به مهمانسرای منابع طبیعی رسیدیم. نگهبان امروز آقای حسینی بود و جا دارد از طرف گروه از ایشان تشکر نمایم. شب را در مهمانسرا گذراندیم. هوای بیرون فوق العاده سرد بود.

صبح روز بعد یعنی روز جمعه برای برگشت آماده شدیم. هوای بالا صاف همراه با بارش دانه های ریز برف بود و پایین دریای از ابر که سطح زمین را پوشانده بود. پس از گرفتن تعدادی عکس یادگاری به طرف پایین حرکت کردیم. بخشی از مسیر را از توی جاده طی کردیم و در جایی که جاده با مسیر پاکوب نزدیک می شد به مسیر روز قبل برگشتیم.

در ادامه مسیر برگشت ضمن کم شدن عمق برف هوا گاهی صاف و گاهی هم مه آلود می شد. امروز با گروههای زیادی برخورد کردیم که به سمت درازنو می رفتند. یکی از آنها دوست کوهنورد قدیمی مان آقای منچر بود.

این برنامه یکی از زیباترین برنامه های ما در کنار دوستان البرزی بود. امیدوارم این آخرین آن نباشد.

گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی                 با قلم نقش حبابی بر لب دریا گشید

اعضای تیم:

داود فلاح - شریف کاظمی - رضا اکبری - رستم پیروزه - محمد طاهر خدری - جواد رضوی - سیف اله بزرگ خو - محمد علی اخوت - اسداله اسماعیلی - حبیب اله طاشی  

+ نوشته شده توسط حبیب اله طاشی در جمعه بیست و چهارم آذر 1391 و ساعت 21:24 |

به نام خدا

امروز جمعه پس از بهم خوردن برنامه یخ چشمه به مناسبت سور دادن یکی از اعضای گروه با گروهی پراگنده از منزل بیرون زدم به امید اینکه با دکتر به جایی برویم پس از رسیدن به فلکه کاج با تاخیر یک ساعته آقای اخوت هم برنامه مسافرتش بهم خورده بود به ما ملحق شد. سر راه دخترم را پیاده کردم و بسمت ناهار خوران حرکت کردیم در طول مسیر از علت بهم خوردن برنامه با هم صحبت میکردیم تا به ناهار خوران رسیدیم کسی اظهار نظر نمی کرد ولی همه نشان می داد که تمایل دارند به یکی از مسیرهای زیارت برویم پس از رسیدن به زیارت آفتاب کاملا بالا آمده بود و هوا کاملا صاف بود و هیچ لکه ابری دیده نمی شد ولی نشان میداد دیروز ارتفاع برف خوبی آمده است. تا زیر سیاه خانی یعنی تا ارتفاع حدود ۲۰۰۰ متری سفید پوش بود.

بعد نخود چشمه منطقه جنگلی شروع می شود. هر روز در این مناطق شاهد ساخت و ساز و نابودی جنگل هستید. صاف کردن جنگل و خاکبرداری های بی رویه شده عادت نهایت تاسف شاهدین این است که قهر طبیعت کاری کند هیچ کس از خودش هزینه ایی نمی گزارد انتظار دارد سیل زلزله و یا رانش زمین کاری کند.

در طول مسیر کمی کندوس و ولیک که کاملا رسیده شده بودند جمع کردیم و نهایتا حدود ساعت ۱۲ به سردانسر رسیدیم. سردانسر کمی سفید پوش شده بود مناظر بسیار زیبایی بود از تلمبار تا زبله که بصورت یک رشته کوه دیواری سفید رنگ در کنار جنگلی با رنگهای متنوع بسیار مناظر زیبایی را خلق کرده بود.

هرچند امروز را با دلخوری شروع کرده بودم ولی این طبیعت زیبا معجزه می کند. پس از استراحت در دشت سردانسر ساعت حدود ۴ به زیارت رسیدیم.

در پایان آرزو می کنم شرایطی فراهم شود که ما شاهد نابودی طبیعت نباشیم.

اعضای گروه:

اسداله اسماعیلی- محمد علی اخوت- حبیب اله طاشی

+ نوشته شده توسط حبیب اله طاشی در جمعه بیست و ششم آبان 1391 و ساعت 22:34 |

به نام خدا

امروز جمعه به اتفاق تعدادی از دوستان به سردانسر رفتیم. مسیر حرکت از روستای زیارت شروع شد. فصل پاییز با طبیعت زیبا و درختان رنگارگ هر بیننده ایی را مجذوب خود می کند. بهترین روزهای من در کوه و در کنار افراد گروه می گذرد و امروز هم یکی از بهترین روزهای من بود.

میوه های پاییزی از جمله کندوس و ولیک بسیاز خوش مزه است و در طی مسیر حرکت رهگذران از آنها مصرف می کنند. همچنین مقداری قارچ برای ناهار جمع آوری کردیم. کباب و تفت داده آن خوش خوراک است.

ظهر را همرا سایر گروه ها بالای دشت سردانسر سپری کردیم. ساعت حدود یک از مسیر چشمه پیرزن به سمت ناهار خوران حرکت کردیم. در طول مسیر حرکت از مناظر زیبا عکس های متعددی گرفتیم.

اعضای گروه:

اسداله اسماعیلی- محمد علی اخوت- اختر مقصودلو-حبیب اله طاشی- حسن الهی-بهنام نیک پیام 

+ نوشته شده توسط حبیب اله طاشی در جمعه دوازدهم آبان 1391 و ساعت 19:16 |

به نام خدا

امروز سه شنبه دوم آبان ماه به مناسبت هفته تربیت بدنی برنامه گل گشت آشوراده را برگذار کردیم برنامه با حرکت ساعت ۸:۳۰ از پارک موتوری سازمان جهاد کشاورزی شروع شد. با مینی بوس بسمت اسکله بندرترکمن حرکت کردیم. پس از رسیدن به اسکله پس از مدتی انتظار با بارکاس به سمت شیلات رفتیم.

شروع پیاده روی از جلوی رستوران شیلات آغاز شد و در امتداد ساحل که حدود ۲۰۰ متر عقب نشینی کرده بود حرکت کردیم در طول ساحل با پرندگان آبزی اسبهای وحشی و مرکز تحقیقات شیلات برخورد کردیم.

پس از رسیدن به کانال خزینی در امتداد آن به سمت شمال به حرکتمان ادامه دادیم تا اینکه آنرا دور زدیم و در ادامه به سمت آرام گله داران گاومیش جهانشاهی به حرکتمان ادامه دادیم در طول این مسیر به جنگل تمشک وحشی و انار ترش رسیدیم و پس از عبور از آنها  ساعت ۱:۴۵ به آرام گاومیش (چلاشت) رسیدیم.

حدود یک ساعت برای استراحت و ناهار توقف داشتیم که در طول این مدت به گرمی مورد پذیرایی گله داران قرار گرفتیم که جا دارد از آنها تشکر کنم.

در طول مسیر برگشت از چاه آب که شیرین که در این منطقه تنها آب شیرین محسوب می شد گذشتیم  مسیر برگشت را برای کمبود وقت از جاده عمومی انتخاب کردیم و با توجه به ماسه ایی بودن مسیر کفشهایمان را در آوردیم و پابرهنه حرکت کردیم که بسیار خوب بود.

در نهایت ساعت حدود ۵:۳۰ به شیلات رسیدیم و مجددا با بارکاس به اسکله و پس از کمی انتظار با مینی بوس به مقصد رسیدیم. برنامه با تمام کاستی هایش به خیر و خوشی به اتمام رسید. روز بر همه خوش باد.

اعضای تیم:

حبیب اله طاشی- محمد علی اخوت- اسداله اسماعیلی- حجت جهانشاهی- مشهد قلی طاطار- موسی بهرامی- یوسفعلی سنچولی- عباس ایران نژاد- مسلم عباسی- موسی گلبینی- محمود محمدی- حسن تازیکه- حسن محمدی- حبیب کابلی-مهر علی پورکاظمی و اکبر مهاجر

+ نوشته شده توسط حبیب اله طاشی در سه شنبه دوم آبان 1391 و ساعت 21:3 |

به نام آنکه کوه­ها از آن اوست

یک بار دیگر فرصت پیش آمد همراه گروه کوهنوردی مرکز تحقیقات به قله شاهوار صعود داشته­باشم. برنامه صعود به این شکل شروع شد که روز چهارشنبه ساعت سه بعد از ظهر به سمت بسطام برای شب­مانی حرکت کردیم. در طی مسیر پس گرفتن آب از چشمه رباط در کنار درختان اورس توقف کوتاهی برای صرف چای داشتیم در طول مسیر از توسکستان، چهار باغ، شاهکوه پایین، شاکوه بالا، تاش، نکارمن و مجن گذشتیم. البته تعدادی از این مناطق از جاده اصلی کمی فاصله دارند. شب را در مهمانسرای مرکز آموزش بسطام گذراندیم در طول شب بغیر از امورات معمول در باره صعود روز بعد با هم مشورت و  برنامه را مرور کردیم.

قله شاهوار با ارتفاع 3945 متر بلند ترین قله البرز شرقی است که در مرز استان گلستان و سمنان واقع شده است. برای صعود مسیرهای متعددی وجود دارد از جمله تاش، نکارمن، سیامرزکوه و غیره برنامه ما صعود از روستای تاش بود. روستای تاش از جاده اصلی  حدود سه کیلومتر فاصله دارد پس از رسیدن به روستا حدود پنج کیلومتر هم جاده فرعی که به سمت معدن زغال سنگ است حرکت کردیم.

صعود روز پنج شنبه از منطقه دشت میشی ساعت 6:45 شروع شد. طبق برنامه قرار بود از مسیر دره خرسی صعود کنیم و برگردیم ولی در شروع حرکت یکی از معدن­چیان به ما گفت در این مسیر انفجار معدن در صبح­ها صورت می­گیرد بنابراین مسیرمان را از مسیر پیر میشی انتخاب کردیم.

پیر میشی مکانی تفریحی و مقدس برای اهالی روستای تاش و روستاهای اطرف است. در این مکان درختان زردآلو و بید همراه با چشمه­ای خروشان و فوق­آلعاده سرد که از زیر سنگ خارج می شود جاری است همچنین یک آبشار و دو غار با عمق چند متر در این مکان وجود دارد. در فصل تابستان مردم محلی برای نذر، زیارت و تفریح پس از فراغت از کار کشاورزی به این مکان می­آیند. در باورهای اهالی این منطقه صدای اذان و وجود نور شنیده و دیده شده است ولی کسی اینجا دفن نیست.

پس از توقف کوتاه در این مکان به سمت قله حرکت کردیم از این به بعد شیب تندتر شد و خودمان را به روی یال و مسیر پاکوب رساندیم در انتهای یال به صخره­ها رسیدیم و در امتداد صخره­ها به حرکتمان ادامه دادیم. دیدن حیات وحش در طول مسیر به گروه هیجان و جان تازه میداد. در ادامه راه به یک منطقه شن اسکی با شیب تند رسیدیم. در طول مسیر گاهی نکاتی را برای اطلاع گروه که ممکن بود مفید باشد را در توقفهای استراحت یادآوری می­کردیم از جمله حرکت روی شن اسکی و نحوه توقف روی آن و در ادامه به قسمتی از مسیر رسیدیم که نیاز بود دست به سنگ شویم و به لطف خدا از این مکان هم گذشتیم ادامه مسیر شیب ملایمتر شد ولی با توجه به افزایش ارتفاع حرکتمان هم آهسته بود. از این منطقه به بالا پوشیده از لکه­های برف بود. در نهایت ساعت 12:30 به قله شاهوار رسیدیم. روی قله لکه بزرگی از ابر سیاه همراه با باد و کمی هم بارش برف متراکم جریان داشت. پس از گرفتن عکس­های یادگاری و دعای شکر از مسیر دره خرسی به سمت پایین قله حرکت کردیم.

 

مسیر برگشت همراه با صدای انفجار معدن بود. بهره برداری از طبیعت علاوه بر تغییر چهره طبیعت باعث فرار حیات وحش از زیستگاه اصلی­شان هم می شود.

پس تلاشی قابل ستایش همه اعضای گروه به سلامت ساعت 15:30 به پایین و محل استقرار ماشین­ها رسیدند. خدا را سپاس که روزی شاد و بیاد ماندنی را برای من و تمام اعضای گروه قرار داد.

در خاتمه جا دارد از مسئولان محترم مرکز آموزش کشاورزی شهرستان بسطام بخاطر اسکان از طرف تمام اعضای گروه تشکر نمایم.

از گروه پشتیبان که ما را در برنامه صعود حمایت و پشتیبانی کردند نهایت سپاس و قدردانی را دارم.

اعضای گروه:

آقایان:حسین عیسائئ، اسداله کریمی دوست (سرپرست)، حسن اکبرپور، رضا سلیمانی، محمد آقایان، علی آخوندی، عبداله کاویان، یداله شاهینی، سید حسن رحیم حسینی، حمید رضا صادق نژاد، علی بهرامی، رحمت اله بهمرام، کریم مقصودلو، علیرضا صابری، مهرداد خاندوزی، حسین قربانی، محمد رضا پارسامهر، براتعلی قلندر، محمد الازمنی، غلامرضا ناصری، علیرضا فتحی (راننده)، جانعلی پیری (راننده) و حبیب اله طاشی (راهنما)

خانماها:فریبا یغمایی، سقایی، نرگس مسگر و اختر مقصودلو

+ نوشته شده توسط حبیب اله طاشی در یکشنبه سی ام مهر 1391 و ساعت 20:1 |

به نام خدا

امروز سه شنبه چهارم مهر ماه به مناسبت هفته دفاع مقدس به همراه تیم جهاد کشاورزی به قله زبله صعود کردیم. شروع حرکت از سر علی آباد آغاز شد این منطقه که بین تلمبار و پیرگرد کوه واقع شده است. دشت بین این دو دامنه بسیار زیبا با چشم اندازهای کم نظیر است که علاقمندان زیادی را به خود جلب می کند همچنین این منطقه مسیر اتصال شهرستان گرگان به شهرستان شاهرود است. در قدیم هم مسیر حرکت کاروانها بود و باز مانده های آن می توان از کاروانسرای رباط و قزلوق نام برد. از درختان معروف آن می توان از درخت سوزنی برگ اورس و بلوط نام برد.

حرکت در صفی منظم ساعت ۹:۳۰ شروع شد با توجه به بارندگی روز قبل هوا بسیار تمیز و طبیعت زیبا شده بود و در طول مسیر از مناظر زیبا که حرکتمان را هم کند کرده بود بسیار بهرمند شدیم. ساعت حدود یک بعد از ظهز به قله زبله با ارتفاع ۲۵۵۰ متر رسیدیم. از نوک قله از قلعه ماران تا درازنو و روستاهای پایین دست دیده می شود ولی امروز هوا ابری بود و میدان دید کم ولی با این حال مناظر زیبا اعضای گروه را هیجان زده کرده بود. حتی اگر بارها و بارها به زبله بیایید باز هم دچار چنین هیجانی می شوید.

مسیر برگشت به سمت زیارت آغاز شد پس از یک ساعت حرکت مکانی کنار چشمه برای استراحت و ناهار انتخاب کردیم. برنامه این بود که این بار از میان وله به سمت زیارت برویم ولی به دلیل مه آلود بودن هوا مسیر را پیدا نکردیم و به همین دلیل  از مسیر کلی چال برگشتیم بنابراین پس از گذشتن از کلبه خداد داد و کلی چال ساعت حدود هشب شب به زیارت رسیدیم و به این صورت برنامه صعود ما با موفقیت و سلامت به اتمام رسید.

در آخر جا دارد از تمام اعضای گروه بخاطر صبوری که بخرج دادند تشکر کنم و برای تمام آنها آروزی روزهای شاد و بیاد ماندنی را از خداوند متعال خواهانم.

اعضای گروه:

ابراهیم سلیمانی (راهنما)- موسی گلبینی (عقب دار)- اسداله اسماعیلی (جلو دار)- حجت عرب (راننده)-عباس عبدالهی- عباس ایران نژاد- محمد علی اخوت- علی رضا یوری- مشهد قلی طاطار- علی ولی الهی- فریبا یغمایی- نرگس مسگر- اختر مقصودلو- حبیب اله طاشی (سرپرست)  

+ نوشته شده توسط حبیب اله طاشی در جمعه هفتم مهر 1391 و ساعت 19:30 |

به نام خدا

امروز سه شنبه ۳۱ مرداد به اتفاق آقایان یوری- اخوت- سلیمانی و اسماعیلی به سمت چشمه مهتاب حرکت کردیم در طول مسیر از نور الشهدا- ریگ چشمه و چشمه خرچنگ گذشتیم. چشمه خرچنگ و مهتاب آب بسیار خنک و گوارایی داشت و امیدوارم همه از آن بهره مند شوند این چشمه ها در این هوای گرم تابستان واقعا نعمت است. زمانی که به چشمه مهتاب رسیدیم با منظره آتش روشن پای درخت تنومند راش روبرو شدیم و کمی به درخت هم آسیب رسانده بود. اولا جای نامناسب آتش روشن کرده بودند و بدتر از آن اینکه قبل از رفتن آنرا خاموش نکرده بودند قبل از نشستن آتش را با آب چشمه خاموش کردیم امیدوارم با این صحنه ها دیگر روبرو نشویم. اطراف چشمه مهتاب انبوهی از درختان راش یا به زبان محلی مرس تنومند است. درخت راش جزو درختان صنعتی محسوب می شود و تنه استوانه ایی با ارتفاع حدود ۴۰-۳۰ متری و شاید هم بلندتر در جنگلهای شمالی از جمله گرگان دیده می شود. دارای میوه های سه گوش مخروطی با مزه تغریبا فندوق دارد و در فصل پاییز به فراوانی پای درختان راش دیده می شود.

امروز تا ساعت ۷ کنار چشمه ماندیم و سپس از یک مسیر دیگر به سمت جاده زیارت حرکت کردیم. این مسیر هم زیبا بود و از کنار یک گاوداری عبور کردیم و نهایتا به فلکه ناهار خوران رسیدیم و به این صورت برنامه ما تمام شد.

+ نوشته شده توسط حبیب اله طاشی در چهارشنبه یکم شهریور 1391 و ساعت 0:2 |

"زندگی آنقدر طولانی نیست که ما همه چیز را تجربه کنیم"

امروز سه شنبه آخرین هفته ماه رمضان میهمان آقای عباسی و آقای جرجانی هستیم. خداوند قبول بفرماید انشاالله

آخرین برنامه در ماه مبارک رمضان با حضور گرم همکاران همراه بود. حدود ۳۰ نفر دعوتمان را قبول کرده بودند. از همه آن ها از طرف اعضای گروه و میزبانان تشکر می کنم. طبق معمول ساعت ۶ از تپه شهدا حرکت کردیم. حضور خانم ها هم خوب بود و برخی هم تجربه اولشان بود. همه چیز برای یک روز خوب و بیاد ماندنی فراهم بود.

هوا گرم و شرجی بود و چندین روز دمای هوا ۳۷ درجه اعلام می شود که همراه با رطوبت بالا کمی تحمل آنرا سخت میکند. مدتی است که باران نباریده و زمین خشک و چشمه ها کم آب هستند ولی جنگل همچنان زیبا و جذاب است.

با ندای اذان هوا کمی ملایمتر شده شب پر ستاره در این هوای زیبا در کنار دوستان در محیطی عرفانی همراه با دعای روزه داران خیلی سعادت می خواهد. خداوند هیچ کس را بی نصیب نکند.

در آخر برای تمام دوستان و همراهانم از خداوند متعال نعمت های کافی را طلب می کنم خداوند به همه سلامت کافی سعادت کافی معرفت کافی دنیای کافی عنایت بفرماید. آمین

همراهان:

خانم ها:فریبا یغمایی- نرگس مسگر- مهری پور زنجانی- فاطمه طاشی- شهناز کریمیان- لیلا میر سعیدی

آقایان:حبیب اله کابلی- اسداله اسماعیلی- نیما ایران نژاد- بهنام ناظمی- حسن الهی- محمد علی اخوت-جواد عباسی-موسی گلبینی- موسی بهرامی- علی احمد عباسی-مسلم عباسی- عباس ایران نژاد- محمد جرجانی- اسداله کریمی دوست- علی رضا ربیع زاده- صالح شهبازی- سعید اخوت- شایان شیمیرانی- محمد اسماعیل طاشی- میلاد پودینه- یاسر سنچولی و حبیب اله طاشی

+ نوشته شده توسط حبیب اله طاشی در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1391 و ساعت 1:18 |

به نام خدا

امروز دوشنبه میهمان آقای یوسفعلی سنچولی بودیم. امروز مانند هفته های قبل ساعت ۶ از مزار نورالشهدا حرکت کردیم. این روزها هوا خیلی گرم و شرجی است و حرکت در مسیر شیب همراه با عرق ریختن شدید است.

امروز بدلیل نزدیک شدن به شب احیائ تعدادمان کمتر از روزهای قبل بود ولی با این حال شب به یاد ماندنی برایمان بود.

همراهان:

یوسفعلی سنچولی- پسر آقای سنچولی- حسن تاریکه- محمد علی اخوت- پسر آقای اخوت-مسلم عباسی- احمد عباسی- عباس ایران نژاد-حسن الهی-فرح دهرویه-مهری پور زنجانی-حبیب اله طاشی

+ نوشته شده توسط حبیب اله طاشی در سه شنبه هفدهم مرداد 1391 و ساعت 8:50 |

به نام حق که ناظر بر اعمال ماست

امروز همانند هفته قبل افطاری را در ریگ چشمه در محیطی دوست داشتنی افطار کردیم. میزبان این هفته آقایان محمد علی اخوت و حاج علی ولی الهی بودند. خداوند زندگی با برکت همراه با عزت به آنها و فرزندانشان عنایت بفرماید. آمین یا رب العالمین

امروز گنبد بودم شاید گذاشتن عکس میل گنبد با موضوع سنخیت نداشته باشد ولی بد هم نیست.

تعدادمان شانزده نفر بود هوا بسیار عالی و در اواخر برنامه با کمی باران ملایم همراه بود.

میزبان هفته آینده آقای یوسفعلی سنچولی هستند که بعلت همزمانی با شب احیاء نوزدهم روز دوشنبه بجای سه شنبه برگزار می گردد.

همراهان امشب:

محمد علی اخوت- علی ولی الهی- اخوت(پسر و پسرخاله)-یوسف سنچولی-یاسر سنچولی- اسداله اسماعیلی- عباس ایران نژاد- موسی گلبینی- اسماعیل طاشی- مسلم عباسی-حسن الهی- بهنام نیک پیام-ابراهیم سلیمانی- محمد جرجانی- حبیب اله طاشی

+ نوشته شده توسط حبیب اله طاشی در چهارشنبه یازدهم مرداد 1391 و ساعت 1:22 |

بنام خداوند یگانه گه هر چه داریم از اوست

امروز جمعه برحسب اتفاق تصمیم گرفتیم به سردانسر برویم و از سمت ناهارخوران برگردیم. صبح زود ساعت ۵:۳۰ دقیقه حرکتمان از فلکه ناهارخوران شروع شد و بعد از رسیدن به روستای زیارت که حالا هیچ شباهتی به یک روستایی ییلاقی واقعی ندارد. بافت قدیمی خود را از دست داده و تعداد خانه های محدود باقی مانده هم در بین آپارتمانها کم شده است رسیدیم. از وسط روستا به سمت نخود چشمه حرکت کردیم. نخود چشمه یکی از چشمه های مهم و پر آب حاشیه روستای زیارت است که در سمت غرب روستا واقع شده است. این چشمه آب روستا و بخشی از باغات و مزارع را تامین می کند.

 

بعد  از نخود چشمه به سمت سردانسر راه افتادیم مسیر پر شیب تغریبا از اینجا شروع می شود هر چند این مسیر جنگلی است ولی با توجه به شیب تند و موقعیت آن همواره آفتاب می تابد و باید تا سردانسر توی آفتاب حرکت کنی و سایه خیلی کمی دارد این مسیر برای صعودهای زمستانه بسیار عالی است ولی تابستان باید آفتاب تند را تحمل کنی. قبل از ساعت ۹ به سردانسر رسیدیم یعنی کمتر از سه ساعت در طول مسیر با هیچ گروهی برخورد نکردیم و فقط بعد از حدود نیم ساعت نشستن  آقای مهندس رحیمی آمدند که ایشان قصد داشتند به سمت مازوکش بروند.

 

بعد از یک ساعت استراحت به سمت چکل پیرزن به حرکتمان ادامه دادیم این مسیر پاکوب مشخصی ندارد بنابراین بصورت مورب به سمت چپ دامنه جنگل حرکت کردیم و خودمان را به روی یال رساندیم و سپس در امتداد یال به سمت چکل حرکت کردیم. آخرین بار زمستان به اینجا آمده بودیم بعد ار رسیدن به چکل(صخره) بالای چکل رفتیم با توجه به مه آلود بودن هوا مناظر اطراف از روی صخره بخوبی دیده نمی شد در حالی که در مواقعی که هوا صاف باشد از سمت شرق تا قلعه ماران و از سمت غرب تا دکل درازنو دیده می شود ولی با این حال زیبا بود. با توجه به انبوه بودن جنگل از فاصله دور و بزرگ بودن چکل از فاصله نزدیک نمی توان عکسی مناسب که بیان کننده عظمت چکل باشد گرفت فقط باید از نزدیک آنرا دید.

در ادامه به سمت چشمه پیر زن حرکت کردیم تغریبا تمام مسیر درختچه های ممزول بود و این کمی حرکتمان را سخت می کرد. درختچه های ممزول بصورت نیمه خوابیده و با برگهای پنجه ایی نوک تیز است و بلندترین آنرا من در منطقه پیر شیخ دیده ام که بیشتر از قد یک انسان ارتفاع دارد و امکان راه رفتن در آن خیلی سخت و شاید هم غیر ممکن باشد ولی ممزولهای اینجا ارتفاع چندانی ندارند.

مجددا در چشمه پیرزن حدود یک ساعت استراحت کردیم و در ادامه مسیر از دو راهی یخ و سپس دوراهی خوش دره و تنبلی گذشتیم تا به پونه سرا رسیدیم. و درنهایت  ساعت پنج عصر به ریگ چشمه و ناهارخوران رسیدیم.

امروز روز زیبایی برای من و دوستانم بود با اتفاقات جالب و بیاد ماندنی و از اینکه مجددا این مسیر را آمدم بسیار خوشحالم و ضمن آرزوی سلامتی برای همراهانم امید دارم برنامه هایمان ادامه داشته باشد.

+ نوشته شده توسط حبیب اله طاشی در جمعه ششم مرداد 1391 و ساعت 23:50 |

به نام خدا

امروز سه شنبه سوم مرداد ماه طبق سنت هر ساله برنامه افطار را در یکی از مناطق جنگل زیبای ناهارخوران برگزار کردیم. میزبانی امروز را آقای اسداله اسماعیلی(دکتر) به اتفاق آقای ابراهیم سلیمانی(حاج ابراهیم) بعهده داشتند. خداوند قبول بفرماید. انشاء الله

حرکتمان با توجه به اینکه در ماه رمضان هستیم ساعت ۶ بعد از ظهر از محل نورالشهدا آغاز شد البته تعدادی از اعضای گروه از فلکه ناهار خوران با کمی تاخیر حرکت کردند. بیش از ۳۰ نفر اطلاع رسانی شد و برای همین تعداد هم تدارک دیده شد ولی حدود بیست نفر بیشتر نیامدند. مکان ریگ چشمه را برای نشستن انتخاب کردیم به غیر از ما تعدادی دیگر هم آمده بودند.

ریگ چشمه مکانی است نزدیک فلکه ناهارخوران که شلوغترین مکان هم است که علاوه بر کوهنوردان خانواده های هم می آیند. محوطه بالای چشمه مسطح و پوشیده از چمن است و برای نشستن خیلی مناسب است. آب چشمه آن هم بد نیست تغریبا همیشه آب دارد و با بتن حوضچه ایی سر پوشیده برای آن درست کرده اند. از فلکه ناهارخوران تا آنجا حدود نیم ساعت طول می کشد. البته مسیرهای متعددی دارد ولی عمومی ترین آن همین مسیر است بیشتر خانواده ها از این مسیر می آیند.

تا ساعت ۱۰ شب بعد از افطار ماندیم و سپس به سمت پایین حرکت کردیم و مانند برگشت باز دو قسمت شدیم. خداوند طاعات و عبادات همه مومنان را قبول بفرماید. میزبان هفته آینده آقای اخوت است و از همین حالا به همه اطلاع رسانی نمودند. به امید هفته های آینده با دوستانی بیشتر؟

اعضای شرکت کننده:

محمد اسماعیل طاشی- نیما ایران نژاد- عباس ایران نژاد-بهنام نیک پیام- حبیب اله طاشی- ابراهیم سلیمانی- موسی گلبینی-موسی بهرامی- عباس بهرامی- محمد شمشادیان- حبیب اله کابلی- موسی سنچولی- محمد علی اخوت- اسد اله اسماعیلی- شعبان رایج- عباس تازیکه-حسن الهی-احمد عباسی

 

+ نوشته شده توسط حبیب اله طاشی در چهارشنبه چهارم مرداد 1391 و ساعت 1:13 |

به نام خدا

امروز سه شنبه به اتفاق اعضای تیم جهاد کشاورزی به سمت آبشار شیرآباد حرکت کردیم. شب قبل باران بسیار شدیدی بارید و آسیب جدی به مزارع و بعضی از منازل وارد کرد و هنوز آماری از این خسارت اعلام نشده است. این حادثه برنامه ما را هم تحت شعاع قرار داد. به این صورت که زمانی به منطقه شیرآباد رسیدیم با مناظر ناشی از سیل روبرو شدیم. آسفالت جاده خراب شده بود و تعدادی زیادی سنگ و چوب در اطراف رودخانه و جاده دیده میشد. و زمانی هم که خواستیم به سمت آبشار حرکت کنیم با ممانعت یک نفر که خود را نه معرفی کرد و نه لباس فرم داشت مواجه شدیم. می گفت سیل پلهای روی رودخانه را خراب کرده و حاشیه رودخانه امنیت ندارد(با توجه شدت بارندگی و سیل درست هم می گفت) و حوضچه زیر آبشار هم از سنگ پر شده است. تا آنجائیکه یادم است عمق حوضچه ۸۱ متر و مساحت آن ۷۰۰متر مربع بود که حالا طبق اظهارات ایشان از سنگ پر شده است. با کمی بحث و جدل مسیر حرکتمان را عوض کردیم از کمی پایین تر به سمت یال سمت چپ حرکت کردیم هوا کمی ابری ولی شرجی بود. از بالای یال در امداد رودخانه حرکت کردیم که همراه با صدای شدید آب رودخانه و آبشار بود. در طول مسیر با یک آبشار دو پله ایی روبرو شدیم که روی یک تخته سنگ یکپارچه می ریخت و در ادامه آن یک پرتگاه عمیق بود. بعد از کمی توقف به حرکتمان ادامه دادیم تا به یک نحر آب باریک که حاصل باران شب قبل بود رسیدیم. همین جا را برای استراحت انتخاب کردیم. در طول مسیر کمی هم قارچ خوراکی جمع آوری کردیم. پس از استراحت ساعت حدود ۵:۳۰ به سمت پایین حرکت کردیم و به اینصورت برنامه ما به اتمام رسید.

اعضای تیم:

علیرضا یوری- محمد علی اخوت- عباس ایران نژاد- مشهدقلی طاطارـ ابراهیم سلیمانی- علی ولی الهی- مسلم عباسی- حجت عرب- اسداله اسماعیلی- حبیب اله طاشی

+ نوشته شده توسط حبیب اله طاشی در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1391 و ساعت 22:11 |

به نام خدا

امروز سه شنبه به اتفاق آقایان اخوت- اسماعیلی- یوری- ولی الهی و ایران نژاد به سمت پنج افرا حرکت کردیم. هوا اندکی ابری بود و چند دانه باران هم بارید ولی هوا گرم و شرجی بود و در طول مسیر خیس عرق شدیم. امروز با قارچ های متنوع و بزرگی روبرو شدیم. 

درخت انجیلی یا انجیلو که مثل آهن شاخه های به هم چسبیده آن به هم جوش می خورد و گاهی اوقات اشکال زیبایی خلق می شود. به همین دلیل هم برخی به درخت انجیلی درخت آهن می گویند.

موقع برگشت هوا مه آلود بود و منظره زیبایی ایجاد شده بود.

 امروز هم روزی خوبی برایم بود. جای دوستان خالی.

+ نوشته شده توسط حبیب اله طاشی در سه شنبه بیستم تیر 1391 و ساعت 22:11 |

به نام خالق دماوند

امروز 15 تیر ماه روز پنج شنبه به اتفاق آقای اخوت، اسماعیلی و نیک پیام جهت شرکت در مراسم جشن تیرگان بمناسبت روز ملی دماوند به سمت رینه حرکت کردیم. این مراسم به مناسبت حفاظت از محیط ریست دماوند برگزار می گردد. رینه یکی از نزدیکترین شهرهای قله دماوند است که کوهنوردان جهت صعود ابتدا به آنجا می­آیند. برنامه حرکت را بگونه­ایی تنظیم کردیم که در طول مسیر از مناطق تفریحی و دیدنی هم بهره­مند شویم بنابراین ابتدا برای آب تنی به سمت بابلسر حرکت کردیم که پس از رسیدن محلی را برای چادر زدن و شب مانی انتخاب کردیم. بغیر از آب تنی و امورات جاری از اتفاقات جالب و قابل بیان که در این مکان برایمان افتاد و شاید گفتنش خالی از لطف نباشد یکی خریدن کیسه خواب بود. دوره گردی دو عدد کیسه خواب را به قیمت 270 هزار تومان برای فروش به ما پیشنهاد کرد که با پیشنهاد 27 هزار تومانی ما مواجه شد و پس از کلی بحث و جدل نهایتا با همان قیمت 27 هزار تومان به ما فروخت یعنی با یک دهم قیمت اولیه با این حال من فکر می کنم با همین قیمت هم به اندازه کافی سود برده است ولی آنچه مهم است این موضوع است که این دوره گردها چه بر سر این مسافران می­آورند و کسی هم نیست به این مسائل توجه کند. و موضوع بعدی دریافت وجه سه هزار تومان به ازای هر چادر از مسافرین کنار ساحل بود که با اعتراض ما و تعدادی دیگر مواجه شد مبلغی که هیج خدمات رفاعی برای شما تامین نمی­کند نه سرویس بهداشتی مناسبی تازه آن هم ۱۲ شب به بعد بسته می­شود، زباله تمام فضای اطراف محوطه را فرا گرفته و تعداد محدود سطل زباله هم وجود دارد سرریز کرده است. هر چند بخشی هم بخاطر عدم رعایت مسافرین است ولی این اصل موضوع را منتفی نمی کند. امنیت هم ادعایش را می کنیم تامین امنیت شروندان جزو وظیفه ذاتی نیروی انتظامی است و ربطی به دریافت و یا عدم دریافت تعرفه ندارد(ما که ماموری ندیدیم). با این وجود یک دوره گرد جنسش را به ده برابر قیمت می­فروشد و کسی هم مانع کارش نمی شود. تاز این سه هزار تومان علاوه بر مبلغی است که بابت ورودی و سرویش بهداشتی (هر دفعه) از مردم دریافت می شود.

روز دوم به سمت رینه حرکت کردیم. قبل از رسیدن به رینه ابتدا از غارهای دست ساز حاشیه خیابان که در ابتدای وروی جاده فرعی رینه دیدن کردیم و از تعدادی از آنها بالا رفتیم اطلاعاتی از قدمت و کاربرد آنها ندارم ولی برایم جالب بود.

 در ادامه راه به رینه رسیدیم که با پیشنهاد ننه صفا مواجه شدیم با همان صفا و محبتش به ما گفت گیلاس داخل حیاطش را جمع کنیم کیلویی 1500تومان ما هم مقداری خوردیم و جمع کردیم و مبلغی را هم پرداخت کردیم خداوند حفظش کند.

مراسم ساعت سه بعد از ظهر شروع شد جالبترین قسمت برنامه برایم سخنان دکتر کهرم بود. بیان درد دل همه محیط دوستان، بیماری که طبیعت ما گرفتارش است و تنها مختص دماوند نیست و به این زودیها هم انتظار بهبودی وجود ندارد.

پس اتمام مراسم به سمت دشت شقایق ها حرکت کردیم فکر کنم آخرهای فصل گل دهی شقایق ها باشد. بهر حال دشت زیبایی بود و در پای دماوند زیباتر هم جلوه می­کند. سفر ما با این بازدید تمام شد و به سمت گرگان حرکت کردیم. جا دارد در خاتمه از ننه صفا و همسایه اش بخاطر مهمان نوازی و برگزار کنندگان مراسم تشکر کنم.

 

 

 

+ نوشته شده توسط حبیب اله طاشی در شنبه هفدهم تیر 1391 و ساعت 13:12 |

به نام آفرینش کوه ها

قله گاو گشان یکی از بلندترین قله های استان گلستان با ارتفاع ۳۸۵۰  در البرز شرقی مشرف به روستای شاهکوه پایین از توابع شهرستان گرگان واقع شده است. از مهمترین ویژگیهای این قله برای کوهنوردان مسیر شن اسکی آن است که واقعا نفس گیر می باشد و معمولا کوهنوردان استان قبل از صعود به قله دماوند خود را جهت هم هوایی و محک زدن آنرا انتخاب میکنند که انتخاب بجایی هم است. از دیگر ویژگیهای این قله وجود صخره های مرتفع و نوک تیز که از دور نمای بسیار زیبا و از نزدیک دارای ابهتی قابل شتایش است.  همچنین وجود  برفچالها و یخچالهای متعدد که منشا چشمه سارها و حوضه آبخیر تعدادی از رودخانه های استان گلستان مازندران و سمنان است.  روستای شاهکوه نزدیکترین روستا به این قله می باشد. شغل بیشر این مردم زحمت کش و خونگرم دامداری و کشاورزی است و در فصل تابستان میزبان علاقمندان بسیار زیادی از مردم این سرزمین هستند.

برنامه صعود به قله گاوکشان بصورت مشترک بین تیم جهاد کشاورزی و گروه نسیم صبح به اجرا در آمد. حرکت تیم ساعت سه بعد از ظهر پنج شنبه از میدان سرخواجه شروع شد. با رسیدن به روستای شاهکوه برای شب مانی به سمت قله حرکت کردیم پس از حدود یک ساعت کوهپیمایی به نقطه مورد نظر به نام سنگ بن  رسیدیم که از این مکان جوی آب و  چمشه ایی خنک زلال و گوارا جاری بود. منطقه ایی سرسبز و زیبا و مناسب برای شب مانی بود. پس از بر پا کردن چادرها  و مرتب کردن وسایل محیط صمیمی فراهم شد. شبی به یاد ماندنی برای من و مطمئنا برای تمام گروه. مقرر شد فردا صبح ساعت ۵ بیدار باش و ۵:۳۰  به سمت قله حرکت کنیم. شب کمی سرد و در ابتدا کمی هم ابری بود ولی با گذشت زمان آسمان صاف و پر ستاره شد.

روز دوم ساعت ۶ صبح به سمت قله حرکت کردیم ابتدا به طرف چشمه زل دمبان بره و سپس در ادامه به سمت قله که با یک شیب تند شروع می شد به حرکتمان ادامه دادیم. در طول مسیر با گروههای متعددی برخورد کردیم.  در محیط کوهستان در مسیرهای کوهنوردی برخورد با همنوردان همراه با خوش و بش های بسیار دوست داشتنی همرا با ابراز احساسات مضاعف است. مسیر شن اسکی را با احتیاط کامل حرکت کردیم به گونه ایی که همه افراد گروه توانستند این مسیر سخت را طی کنند و در ادامه تمام افراد گروه با تلاشی ستودنی ساعت ۱۲:۱۰ به قله رسیدند. پس از استراحت و خوردن مختصری مواد خوردنی ساعت ۱۲:۴۵ به سمت پایین حرکت کردیم. قبل از حرکت به سمت پایین توده ابر سیاهی بالای قله را فرا گرفت که همراه با رعدهای بسیار سهمگین بود و بعد از مدتی رگبار مختصری گرفت که با کم کردن ارتفاع قطع شد ولی صدای غرش آسمان همچنان ادامه داشت. در ادامه مسیر برگشت کمی حرکت روی شن اسکی را هم تمرین کردیم که برای گروه جالب بود. ساعت ۵ بعد از ظهر به محل استقرار چادرها رسیدیم. و برنامه صعود و فرود با موفقیت و به سلامتی تمام دوستان تمام شد. هنگام برگشت یکی از اهالی روستا که وانت داشت بخشی از وسایل و تعدادی از خانمها را تا روستا رساند و جا دارد که از طرف گروه از ایشان تشکر کنم و من هم برای خالی نبودن عریضه تا روستا با آن مسابقه دادم.

این برنامه هم با تمام سختی ها و زیبایی هایش تمام شد ولی من مطمئن هستم خاطره اش برای من و تمام اعضای گروه به یاد ماندنی خواهد بود. برای تمام کوهنوردان و بخصوص اعضای گروه آرزوی موفقیت در زندگی و برنامه های کوهنوردی از خداوند خالق زیبایی ها را دارم. 

اعضای تیم (گروه ۲۰):

آقایان:غلامعلی رحیم زاده- محمد علی اخوت- اسداله اسماعیلی-  بهروز کیانی-  حسن روان- حمید مقصودلو- حسن ملک- موسی درویشی- علیرضا صابری-حبیب اله طاشی

خانمها: فلورا کیانی- سودابه آبزن- مریم خاک شوریی- مرضیه معیری- فاطمه اربابی- فرح دهرویه- اختر مقصودلو - نرگس مسگر- فریبا یغمایی- شهناز سقایی

 

+ نوشته شده توسط حبیب اله طاشی در جمعه نهم تیر 1391 و ساعت 22:16 |